counter غیرمنتظره - Free Download Books
Hot Best Seller

غیرمنتظره

Availability: Ready to download

L'inesperee, Christian Bobin عنوان: غیرمنتظره؛ مترجم: نگار صدقی؛ تهران، ماه ریز؛ 1378؛ در 106 ص؛ شابک: 964921704؛ چاپ اول 1378 L'inesperee, Christian Bobin عنوان: غیرمنتظره؛ مترجم: نگار صدقی؛ تهران، ماه ریز؛ 1378؛ در 106 ص؛ شابک: 964921704؛ چاپ اول 1378


Compare

L'inesperee, Christian Bobin عنوان: غیرمنتظره؛ مترجم: نگار صدقی؛ تهران، ماه ریز؛ 1378؛ در 106 ص؛ شابک: 964921704؛ چاپ اول 1378 L'inesperee, Christian Bobin عنوان: غیرمنتظره؛ مترجم: نگار صدقی؛ تهران، ماه ریز؛ 1378؛ در 106 ص؛ شابک: 964921704؛ چاپ اول 1378

30 review for غیرمنتظره

  1. 5 out of 5

    Ahmad Sharabiani

    L'Inespérée = I Never Dared Hope for You: Lyric Essays, Christian Bobin This collection reflects upon time, paying attention, solitude, companionship, and grace. In an era of increasingly cynical, sensation realistic literature, the voice is a quiet plea for sanity, simplicity, and a return to the source. تاریخ نخستین خوانش: ماه فوریه سال 2000میلادی عنوانها: «غير منتظره»؛ «غیرمنتظره»؛ «جشنی بر بلندیها»؛ نویسنده: کریستین بوبن؛ موضوع در ستایش عشق و زندگی از نویسندگان فرانسوی - سده 20م عنوان: غير منتظ L'Inespérée = I Never Dared Hope for You: Lyric Essays, Christian Bobin This collection reflects upon time, paying attention, solitude, companionship, and grace. In an era of increasingly cynical, sensation realistic literature, the voice is a quiet plea for sanity, simplicity, and a return to the source. تاریخ نخستین خوانش: ماه فوریه سال 2000میلادی عنوانها: «غير منتظره»؛ «غیرمنتظره»؛ «جشنی بر بلندیها»؛ نویسنده: کریستین بوبن؛ موضوع در ستایش عشق و زندگی از نویسندگان فرانسوی - سده 20م عنوان: غير منتظره؛ نویسنده: کریستین بوبن؛ مترجم: نگار صدقی؛ تهران، نشر ماه ریز، 1378، کتاب گویا با یک لوح فشرده عنوان: غیرمنتظره؛ نویسنده: کریستین بوبن؛ مترجم: نگار صدقی؛ تهران، ماه ریز؛ 1378؛ در 106ص؛ شابک 9649214704؛ چاپ پنجم 1385؛ عنوان: جشنی بر بلندی ها؛ نویسنده کریستین بوبن؛ مترجم: دل آرا قهرمان؛ تهران؛ نشر کتاب پارسه؛ 1394؛ نقل نمونه متن: این‌ها جزئی از افکاری بودند که شما ـ وقتی نگاهتان می‌کردم ـ به من می‌دادید؛ شما امروز به سمت زمستان آینده پیش می‌روید؛ ناگهان دریافتم که دیگر هرگز به زندگیم باز نخواهید گشت؛ دریافتم که من بدون دیدار دوباره ی شما خواهم مرد؛ پایان نقل از کریستین بوبن تاریخ بهنگام رسانی 17/05/1399هجری خورشیدی؛ ا. شربیانی

  2. 5 out of 5

    Nasim Dehghan

    بیان احساسات عمیق و حتی ظریف، با زبانی روان، در مورد نه فقط عشق بلکه همه زندگی، از زبان یک مرد قابل تحسین بود. قسمت هایی از کتاب که دوستش داشتم: "در کسانی که دوست شان داریم چه چیز را دوست داریم؟ فکر می کنیم "خودشان" را دوست داریم. ولی این "خودشان" چیست؟ کجا یک شخص، محیط اش، محدودیت هایش تمام می شوند؟ کجا آنچه درون او و بیش از اوست شروع می شود؟ درد صدایش، معصومیت چشمانش؟" "اگر فیلسوف بودم این جمله را این گونه می نوشتم: آن چه ما را نجات می دهد در برابر هیچ چیز از ما محافظت نمی کند، با این همه ما را ن بیان احساسات عمیق و حتی ظریف، با زبانی روان، در مورد نه فقط عشق بلکه همه زندگی، از زبان یک مرد قابل تحسین بود. قسمت هایی از کتاب که دوستش داشتم: "در کسانی که دوست شان داریم چه چیز را دوست داریم؟ فکر می کنیم "خودشان" را دوست داریم. ولی این "خودشان" چیست؟ کجا یک شخص، محیط اش، محدودیت هایش تمام می شوند؟ کجا آنچه درون او و بیش از اوست شروع می شود؟ درد صدایش، معصومیت چشمانش؟" "اگر فیلسوف بودم این جمله را این گونه می نوشتم: آن چه ما را نجات می دهد در برابر هیچ چیز از ما محافظت نمی کند، با این همه ما را نجات می دهد." و این که: "امیدوارم نقاشی ام بی آن که ترک بخورد، تاب بیاورد. دلم می خواهد با بال های پروانه به نقاش های سال 2000 برسم."

  3. 4 out of 5

    Raha

    چقــــدر دوست داشتم اون چند صفحه ی آخر رو! خیلی عزیز و دوست داشتنی بود

  4. 5 out of 5

    Sareh

    بوبن روح و فکر آدمو قلقلک(غلغلک) میده انگار حرفاش تلنگره، یه نشونه ست که باعث میشه یه چیزایی رو آدم یادش بیاد یا از یه سمت دیگه نگاه کنه به یه سری از اتفاقا

  5. 5 out of 5

    ZaRi

    همه ی ما تنها در جستجوی یک چیز در زندگی هستیم: که ار آن لبریز شویم - که بوسه ی یک نور را در قلب یخ زده مان دریافت کنیم، ملایمت عشقی فناناپذیر را تجربه کنیم. زنده بودن یعنی دیده شدن، یعنی ورود به نور نگاهی پرمحبت.هیچ کس از این قانون مستثنی نیست. حتی خدا، خدایی که در حقیقت از هر قانونی مستثنی است، چرا که او را حقیقت همه چیز می دانند. تورات چیزی جز نتیجه تلاش های خدا نیست. تلاش هایی خارج از محدوده عقل ما. تلاش برای آنکه دیده شود. حتی برای یک ثانیه، حتی تنها توسط یک آدم، حتی اگر این آدم، انسانی بی مص همه ی ما تنها در جستجوی یک چیز در زندگی هستیم: که ار آن لبریز شویم - که بوسه ی یک نور را در قلب یخ زده مان دریافت کنیم، ملایمت عشقی فناناپذیر را تجربه کنیم. زنده بودن یعنی دیده شدن، یعنی ورود به نور نگاهی پرمحبت.هیچ کس از این قانون مستثنی نیست. حتی خدا، خدایی که در حقیقت از هر قانونی مستثنی است، چرا که او را حقیقت همه چیز می دانند. تورات چیزی جز نتیجه تلاش های خدا نیست. تلاش هایی خارج از محدوده عقل ما. تلاش برای آنکه دیده شود. حتی برای یک ثانیه، حتی تنها توسط یک آدم، حتی اگر این آدم، انسانی بی مصرف باشد، یا یک بزچران که از تنهایی و شراب بد خرف شده است. این، همه چیز را دربرمی گیرد. خدا، همه چیز را برای جلب توجه ما به سوی خودش مناسب می داند. از دستگاههای بزرگ ِ طوفان و رگبار با سر و صدای مهیب شان، تا ناله ی نوزادی که به زحمت قابل شنیدن است.

  6. 5 out of 5

    Susan

    یک شاعرانگی خاص داشت که قشنگش کرده بود ولی مثل بقیه کتابهای در این زمینه حرف خیلی خاص و جدیدی برای گفتن نداشت و شاید توجه زیاد به لفظ از معنا غافلش کرده بود. بعضی جمله هایش خیلی محشر بودند.یعنی جمله هایی روایتگر تجربیاتی که خیلی از ماها فکر می کنیم فقط خودمان تجربه اش کردیم ولی بوبن بهمان نشان می دهد کل جامعه ی بشری درگیرش هستند و این تعمیم دادنش خیلی دلپذیر است. من داستان اول را از همه بیشتر پسندیدم.خلاقانه نوشته شده بود.ولی به نظرم اگر از اول لو نمی داد مخاطبش کی است قشنگتر می شد.غافلگیری خوبی م یک شاعرانگی خاص داشت که قشنگش کرده بود ولی مثل بقیه کتابهای در این زمینه حرف خیلی خاص و جدیدی برای گفتن نداشت و شاید توجه زیاد به لفظ از معنا غافلش کرده بود. بعضی جمله هایش خیلی محشر بودند.یعنی جمله هایی روایتگر تجربیاتی که خیلی از ماها فکر می کنیم فقط خودمان تجربه اش کردیم ولی بوبن بهمان نشان می دهد کل جامعه ی بشری درگیرش هستند و این تعمیم دادنش خیلی دلپذیر است. من داستان اول را از همه بیشتر پسندیدم.خلاقانه نوشته شده بود.ولی به نظرم اگر از اول لو نمی داد مخاطبش کی است قشنگتر می شد.غافلگیری خوبی می شد از تویش درآورد.

  7. 4 out of 5

    Majeed Estiri

    حدود پانزده سال پیش نسخه صوتی این کتاب را گوش داد! در زمانه نوارهای کاست! وقتی که هیچ سایتی برای فروش کتاب صوتی وجود نداشت و اگر همه داستانها یادم برود امکان ندارد داستان "چای بدون چای" فراموشم شود. یک نگاه عرفانی رقیق و قشنگ به "خاله بازی" بچه ها حدود پانزده سال پیش نسخه صوتی این کتاب را گوش داد! در زمانه نوارهای کاست! وقتی که هیچ سایتی برای فروش کتاب صوتی وجود نداشت و اگر همه داستانها یادم برود امکان ندارد داستان "چای بدون چای" فراموشم شود. یک نگاه عرفانی رقیق و قشنگ به "خاله بازی" بچه ها

  8. 4 out of 5

    Fariba ghalami

    امیدوارم قلبم بی آنکه ترک بخورد تاب بیاورد

  9. 4 out of 5

    Tandis Toofanian

    وقتی همه چیز خوب است ، آدم به خدا معتقد است . وقتی همه چیز بد است ، آدم به هیچ چیز معتقد نیست : در این مورد نباید سر خود را کلاه گذاشت … این طور نیست ! هیچ کس واقعاً به خدا معتقد نیست

  10. 5 out of 5

    Mostafa

    3.5 stars وقتی بچه کوچکی بودم ، تماشای سقف اتاق یا پیاده رو در حالت قهر و بغض ، چیزهای بیشتری درباره دوزخ به من آموخت تا همه کتاب های حکمت آموزی که بعدها خواندم . دوزخ همین زندگی است ، وقتی که دیگر دوستش نداریم . زندگی بدون عشق یک زندگی رها شده است ، رها شده تر از یک مرده ما در این زندگی هیچ طلبی نداریم . حتی معصومیت آسمان آبی را هنر بزرگ ، هنر سپاس گذاری از فراوانی هر لحظه است ابتذال حقیقی در کلمات نیست ، در ناتوانی خرج کردن زمان است مادر مسیح بودن ، از مادر هر کودک دیگر بودن ، با ارزش تر نیست . در 3.5 stars وقتی بچه کوچکی بودم ، تماشای سقف اتاق یا پیاده رو در حالت قهر و بغض ، چیزهای بیشتری درباره دوزخ به من آموخت تا همه کتاب های حکمت آموزی که بعدها خواندم . دوزخ همین زندگی است ، وقتی که دیگر دوستش نداریم . زندگی بدون عشق یک زندگی رها شده است ، رها شده تر از یک مرده ما در این زندگی هیچ طلبی نداریم . حتی معصومیت آسمان آبی را هنر بزرگ ، هنر سپاس گذاری از فراوانی هر لحظه است ابتذال حقیقی در کلمات نیست ، در ناتوانی خرج کردن زمان است مادر مسیح بودن ، از مادر هر کودک دیگر بودن ، با ارزش تر نیست . در هر صورت کار مادرها ناممکن است و با این همه آن را خوب انجام می دهند آنچه زوج را می سازد ، چیزی است که از آن تغذیه می کنند. . زوج زمانی پدید می آید که دو نفر یک هوا را نفس می کشند ، یک غذا را می خورند. همان تلخی و همان شادی ...‌ و این دو نفر چه می خورند؟؟ آن ها دارند رنج می خورند، بدبختی میخورند . از آن لذت می برند ، کیف می کنند

  11. 4 out of 5

    Fatemeh sherafati

    کتاب، انگار که تا قبل از بخش پایانی، پاراگراف های چندین صفحه ای داشته که تو هر پاراگراف در مورد یه چیز صحبت میکنه. البته پاراگراف ها فقط یه تشبیهن داستان اول و آخر عاشقانه.. و اواسط هم در مورد موضوعات مختلف هست. سه ستاره لایق قسمت آخر کتاب، که غیر منتظره نام داره هست. مردی که تو این بخش، با احساسات ناب داره ابراز علاقه میکنه

  12. 4 out of 5

    Amir ali

    تابلو و نقاش وقتی از هم جدا می شوند که دیگر به هم کمک نمی کنند. وقتی که تابلو دیگر نمی تواند به نقاش چیزی ببخشد. وقتی که نقاش دیگر نمی تواند به تابلو چیزی ببخشد. یک اثر وقتی تمام می شود که هنرمند در برابرش به تنهایی مطلق می رسد. ص 53-54

  13. 5 out of 5

    Nafiseh

    "همه ی ما تنها در جستجوی یک چیز در زندگی هستیم: که ار آن لبریز شویم - که بوسه ی یک نور را در قلب یخ زده مان دریافت کنیم، ملایمت عشقی فناناپذیر را تجربه کنیم. زنده بودن یعنی دیده شدن، یعنی ورود به نور نگاهی پرمحبت.هیچ کس از این قانون مستثنی نیست. حتی خدا، خدایی که در حقیقت از هر قانونی مستثنی است، چرا که او را حقیقت همه چیز می دانند. تورات چیزی جز نتیجه تلاش های خدا نیست. تلاش هایی خارج از محدوده عقل ما. تلاش برای آنکه دیده شود. حتی برای یک ثانیه، حتی تنها توسط یک آدم، حتی اگر این آدم، انسانی بی م "همه ی ما تنها در جستجوی یک چیز در زندگی هستیم: که ار آن لبریز شویم - که بوسه ی یک نور را در قلب یخ زده مان دریافت کنیم، ملایمت عشقی فناناپذیر را تجربه کنیم. زنده بودن یعنی دیده شدن، یعنی ورود به نور نگاهی پرمحبت.هیچ کس از این قانون مستثنی نیست. حتی خدا، خدایی که در حقیقت از هر قانونی مستثنی است، چرا که او را حقیقت همه چیز می دانند. تورات چیزی جز نتیجه تلاش های خدا نیست. تلاش هایی خارج از محدوده عقل ما. تلاش برای آنکه دیده شود. حتی برای یک ثانیه، حتی تنها توسط یک آدم، حتی اگر این آدم، انسانی بی مصرف باشد، یا یک بزچران که از تنهایی و شراب بد خرف شده است. این، همه چیز را دربرمی گیرد. خدا، همه چیز را برای جلب توجه ما به سوی خودش مناسب می داند. از دستگاههای بزرگ ِ طوفان و رگبار با سر و صدای مهیب شان، تا ناله ی نوزادی که به زحمت قابل شنیدن است. " +يار !يار دوردست هاي من!يار !يارم جان ! شما اين كتاب رو دوست داريد و قرار بود براي شما بخوانمش. يار، يار،يار صبور و آدم حسابي من، يار ، حرف زدن ،خواندن،شنيدن و بودن جز تو با هيچ كس ميسر نيست . يار،يار دوست دست هاي من...باقي حرف ها و قول و قرار هاي تعريف نشده بمانه براي بعدها. +نوشته بود در بيمارستان عيسي ابن مريم اصفهان يك بيمار قطع اميد شده با اكتمرا خوب تر شده ، تو اگر ميخواندي جور ديگري تفسيرش ميكردي، جور ديگري دعا ميكردي، جور ديگري بغلم مي كردي، جور ديگري بار اين همه گناه و عذاب وجدان رو از حفره هاي قلبم خالي ميكردي، يار آدم حسابي من، دلم برايت بي نهايت تنگ شده و هيچ چاره اي نيست. +بايد از عذاب وجدان بميرم اما نمي ميرم مثل خيلي چيزها كه بايد به خاطرش مي مردم اما نمردم.بايد اشك هام رو ذخيره كنم، بايد. +به سرایت در آمدم، برای پاهایم آب نیاوردی؛ این زن،پاهایم را به اشک شست و به موهای خویش خشک کرد. مرا نبوسیدی،این زن بازنماند از بوسیدن پاهایم. سرم را به روغن مسح نکردی، او به عطر تدهین کرد پاهای مرا. از این رو به تو می گویم: گناهان او که بسیار است،آمرزیده شد،چرا که بسیار عشق ورزید.

                                                                           -انجیل لوقا،باب٧

  14. 4 out of 5

    MohammadReza Erfani

    برای شما هیچ‌چیز از جریان عادی زندگی به‌تر نیست، هیچ‌چیز از این تنهایی عادی در زندگیِ ساکت مطبوع‌تر نیست، زندگیِ ساکت به دور از مرمر کلام‌ها، به دور از قبر چهره‌ها. زندگی در اجتماع یعنی وقتی همه از چیزی اطاعت می‌کنند که هیچ‌کس نمی‌خواهد. نوشتن راهی‌ست برای فرار از این بدبختی. روایت دیگری از تنهایی، عشق یا بازی - یک اصلِ نافرمانی، یک فضیلت کودکانه.

  15. 5 out of 5

    FERESHTEH MOHAMMADI

    اینو بار اول که دست گرتفتم هفت- هشت سال ÷یش بود. چند خط اولشو که خوندم حس کردم خودم نوشتمش! این شد که اسم رو جلد رو نگاه کردم! از همینجا، ...درست از همون لحظه بود که بوبن و نوشته هاش رو میبویم، می خونم و به گوش جان نیوش میکنم بخونید دوحالت داره: یا مثل من عاشقش میشید یا به کل احساسی بهتون دست نمیده :)

  16. 5 out of 5

    Farzaneh

    روزهاي بدي داشتم و در مكانهايي كتاب رو خوندم كه فقط مي خواستم فكرم رو منحرف كنم شايد بهتر باشه كه اصلا جزو ليست خوانده شده ها قرارش ندم. به هرحال يا به خاطر حال خرابم بود يا اينكه چيز ديگه اي در كتاب بود كه باعث شد لذتي از خوندنش نبرم.

  17. 5 out of 5

    Hesam

    -سادگی ، زلالیت ، کودکی ، فلسفه ،عشق و خــــدا - بعضی نوشته هاش عجیب عمق دارن -پاره ها: هیچ کس نمی تواند حقیقت را پیش خود نگه دارد ،حتی در سیاهچال یک فرمول.حقیقت را نمی توان صاحب شد تنها می توان آن را زندگی کرد در برابر مرگ دو واکنش می توان داشت.همان واکنش هایی که می توان در برابر زندگی داشت.می توان با کار ،افکار،برنامه های مختلف از آنها فرار کرد.می توان با کار ،افکار،برنامه های مختلف از آنها فرار کرد.می توان گذشت تا اتفاق بیافتند.آمدنشان را نوازش کرد وگذرشان را جشن گرفت.مرگ که چیزی درباره اش نمی دا -سادگی ، زلالیت ، کودکی ، فلسفه ،عشق و خــــدا - بعضی نوشته هاش عجیب عمق دارن -پاره ها: هیچ کس نمی تواند حقیقت را پیش خود نگه دارد ،حتی در سیاهچال یک فرمول.حقیقت را نمی توان صاحب شد تنها می توان آن را زندگی کرد در برابر مرگ دو واکنش می توان داشت.همان واکنش هایی که می توان در برابر زندگی داشت.می توان با کار ،افکار،برنامه های مختلف از آنها فرار کرد.می توان با کار ،افکار،برنامه های مختلف از آنها فرار کرد.می توان گذشت تا اتفاق بیافتند.آمدنشان را نوازش کرد وگذرشان را جشن گرفت.مرگ که چیزی درباره اش نمی دانیم در تاریکی یک اتاق دست اش را روی شانه مان می گذارد.یا در روشنایی دنیا، به صورتمان سیلی می کوبد-بستگی به شرایط دارد. بهترین کاری که در انتظار فرا رسیدن آن روز می توانیم انجام دهیم این است که وظیفه اش را سبک کنیم که تقریبا چیزی نداشته باشد تا از ما بگیرد.که خودمان همه چیز را داده باشیم

  18. 5 out of 5

    Amir

    نسخه ای از این کتاب که قسمت من شده چند ده صفحه ی اولش رو نداشت و یه قسمتش دوبار چاپ شده بود... حالا مگه خود کتاب چند صفحه بود؟ ... با همه ی اینها هنوز بوبن رو عاشقانه میخونم

  19. 5 out of 5

    Maryam

    اصلا نمی توانم تصور کنم تو را از دست بدهم. اگر تو را از دست بدهم مطمئنا این ذره‌ی ناچیز شادی را نیز از دست میدهم. حرارت رویا چند درجه پایین می آید. نبض روح نامحسوس و نامحسوس تر می‌شود. فکر می‌میرد. و بعد تنها همین زندگی ظاهری باقی می‌ماند، یک بیماری ویروسی که روح را مبتلا می‌کند. فقدان ایمان، نه فقط فقدان ایمان به خدا بلکه فقدان ایمان به خودم - فقدان ایمان، مثل فقدان قند یا فقدان گلبول قرمز.

  20. 5 out of 5

    R.2

    Pore ehsas, me3 hamisheye boben! pore sahnehaye naab,, pore tosifato tajassomate bavarnakardani! Az maadud nevisandehai k mojassame mojassam minevi3!! Hatta age tajassome jehnie ghaviiam nadashte bashi chunan maherane mindazatet [email protected] 1viewe royai k khodetam bavaret nemishe!!! VAGHEAN GHEIRE MONTAZERE!!!:X!!!

  21. 4 out of 5

    Golsa Meshkat

    نگارش بوبن انگار لايه لايه است، از بی‌ربط‌ ترین جاى ممكن شروع ميكنه و تو با هر لايه اى كه كنار ميزنى، تازه ميرسى به عمق جملات:) پسنديدمش خيلى زياد، قلمش واقعا زيباست.

  22. 5 out of 5

    Ehsan'Shokraie'

    not my all time favorite of Boben,but still..pretty good..everystory felt like a new leaf fallin from a tree..worth watchin..

  23. 5 out of 5

    Masoud Niazi

    این کتاب برای من هم یک اتفاق بود ....

  24. 5 out of 5

    Zohre Alavi

    تنها عنصر وجود ما كساني هستند كه دوستشان داريم و ديگر هيچ. زندگي مان هرچه قدر هم كه در سنگري مخفي باشد، بر بلندي هايي سوخته از باد پنهان باشد، باز هم در چهره هايي كه دوستشان داريم به ما نزديك است...

  25. 4 out of 5

    Azita Nowrouzi

    دوست هايمان را از آنجا ميشناسيم ،كه هيچگاه تنهايمان نميگذارند./كريستين بوبن

  26. 5 out of 5

    Ranj

    بیشتر شبیه دلنوشته بود تا داستان. واژه ها را در معنای خلوصشان گفت تا در خود واژه ها، کلمات از زبان کسی گفته شدند که در خودش آزاد بود برای همین بعضی از جملات فیلسوفانه و احساسی زیاد به دل نشست ولی در کل متوسط بود.

  27. 5 out of 5

    Ghazal

    تنها عنصر وجود ما کسانی هستند که دوستشان داریم و دیگر هیچ. زندگیمان هر چقدر هم که در سنگری مخفی باشد، بر بلندی‌هایی سوخته از باد پنهان باشد، باز هم در چهره‌هایی که دوستشان داریم به ما نزدیک است، در فکری که متوجه آنهاست، در نفس کشیدن آنها برای ما، نفس کشیدن ما برای آنها.

  28. 5 out of 5

    Isabelle

    This book is beautifully written, full of enchanting snapshots of life as we know it interwoven with delicate philosophies and stunning insights.

  29. 5 out of 5

    Myriam

    Ce livre parle de la Vie, la Solitude, la Mort, le Silence et la Joie...de la LUMIERE. Très touchant. "Qui tient le verbe tient le monde". Ce livre parle de la Vie, la Solitude, la Mort, le Silence et la Joie...de la LUMIERE. Très touchant. "Qui tient le verbe tient le monde".

  30. 4 out of 5

    Gregoire

    Grand prix de l'Académie Française 2016 un livre composé de plusieurs "lettres" J'ai particulièrement apprécié "J'espère que mon coeur tiendra sans craquelures" une réflexion sur plusieurs thèmes amour (avec un grand A)- mélancolie - Dieu - art - mort -sens etc bref notre rapport avec l'existence exemples de passages que j'ai eu envie de souligner : "on ne dit pas : "je voudrais vous aimer" on dit : "je vous aime"et, le disant, on découvre un amour bien plus profond que tout vouloir." p 87 " un pei Grand prix de l'Académie Française 2016 un livre composé de plusieurs "lettres" J'ai particulièrement apprécié "J'espère que mon coeur tiendra sans craquelures" une réflexion sur plusieurs thèmes amour (avec un grand A)- mélancolie - Dieu - art - mort -sens etc bref notre rapport avec l'existence exemples de passages que j'ai eu envie de souligner : "on ne dit pas : "je voudrais vous aimer" on dit : "je vous aime"et, le disant, on découvre un amour bien plus profond que tout vouloir." p 87 " un peintre c'est quelqu'un qui essuie la vitre entre le monde et vous avec de la lumière, avec un chiffon de lumière imbibé de silence" p 63 en résumé Un petit livre qu'il faut lire lentement pour bien digérer les mots et les images évoqués qui sont ici utilisés avec soin et pertinence

Add a review

Your email address will not be published. Required fields are marked *

Loading...
We use cookies to give you the best online experience. By using our website you agree to our use of cookies in accordance with our cookie policy.